7,500 تومان

موجود نیست

به عقیدهٔ بسیاری از صاحب‌نظران بهترین اثر اوست که بیشترین نقد و بررسی را درمیان آثار فاکنر به خود اختصاص داده‌است.



نوشتن درباره‌ی پیرنگ داستان خشم و هیاهو کار چندان راحتی نیست. در نگاه اول خشم و هیاهو اثر ویلیام فاکنر داستان سه برادر از خانواده‌ی کامپسون و خواهرشان کدی است. اما این فقط لایه‌ای سطحی از داستان را نشان می‌دهد. داستان در چهار فصل نوشته شده، با چهار راوی و فارغ از هرگونه پیوند زمانی میان فصل‌ها. برای همین هنگام خواندن خشم و هیاهو باید حواسمان را کامل جمع کنیم.

سه فصل اول از رمان درباره‌ی افکار پیچیده، صدا و خاطرات سه برادر کامپسون است که در سه روز مختلف نوشته شده است. برادر اول، بنجی که سی و سه ساله و عقب مانده ذهنی است و در آپریل ۱۹۲۸ صحبت می‌کند. برادر دوم کوئنتین، دانشجوی دانشگاه هاروارد است و در ژوئن ۱۹۱۰ صحبت می‌کند. جیسون، کارگر تلخ‌مزاج فروشگاه عرضه لوازم کشاورزی است و در آپریل ۱۹۲۸  روایتش را می‌گوید. ویلیام فاکنر در فصل چهارم از زبان راوی داستانش را ادامه می‌دهد. اما بیشتر بر شخصیت دیلسی تمرکز می‌کند. دیلسی خدمتکار سیاه پوست خانواده کامپسون است که نقش مهمی در بزرگ کردن بچه‌ها داشته است. ویلیام فاکنر با استفاده از اشاره‌هایی کوتاه به خاطره پسران خانواده کامپسون از خواهرشان کدی سقوط یک خانواده را نشان می‌دهد و از این موضوع برای نشان دادن اوضاع وخیم طبقه اشراف جنوب آمریکا در زمان جنگ داخلی استفاده می‌کند.

عنوان کتابخشم و هیاهو
عنوان اصلی کتاب The Sound and the Fury
نام نویسنده ویلیام فاکنر
نام مترجم صالح حسینی
ناشر نشر نیلوفر
گروه اصلی رمان
گروه فرعی ادبیات جهان
قیمت 7,500 تومان
شابک9789644480621
نوبت چاپ7
سال چاپ1388
تعداد صفحات430 صفحه
قطع کتابرقعی
نوع جلدشومیز
وزن400 گرم
ویلیام فاکنر

ساعت پدربزرگ بود و روزی که پدرمان آن را به من می‌داد می‌گفت: کونتین، گور امیدها و آرزوها را به تو می‌دهم؛ آنچه در عین مناسبت خونین جگرت می‌کند این است که استفاده از آن تو را به نتیجه‌ی عبث به سرآمده‌های آدمیزاد می‌رساند و می‌بینی که، عین جور در نیامدن با حوائج شخصی او یا پدرش، با حوائج شخصی تو جور درنمی‌آِد. این را به تو نه از این بابت می‌دهم که زمان را بخاطر بسپاری، بلکه از این بابت که گاه و بیگاه، لحظه‌ای هم شده، از یادش ببری و تمام هم و غم خود را بر سر غلبه به آن نگذاری. گفت چون هیچ نبردی به پیروزی نمی‌رسد. اصلا نبری در نمی‌گیرد. عرصه‌ی نبرد جز حماقت و نومیدی بشر را بر او آشکار نمی‌کند، و پیروزی پندار فیلسوفان و لعبتکان است.

ویلیام فاکنر خشم و هیاهو «صفحه: 92»